خاموش همچون سوسنان

گاهي زبان چنان برنده مي شود که به قول دهلوی تیغ در برابر آتشش چو آب می شود:

تیغ خوش و تیغ زبان ناخوش است       تیغ چو آبست و زبان آتش است

گاهی هم آتش زبان چنان تند است که تلاش می کند حتی نور خدا را کم سو کند (سوره ۶۱ آیه ۸) ولی خدا نور خود را کامل می کند.

بارها شده که در مواجه با تیغ زبان در دو راهی انتخاب ایستاده ایم. آیا باید جواب تیغ را با تیغ داد و یا آرام بگذشت و تیغ زبان را با لطافت سکوت مدارا کرد. اینجاست که باید از قرآن شنید و از روان انبیا راه و روش آموخت. باید که هر تندی را با سخنی نغز لطیف کرد. باید که هر درشتی را با نرمی مدارا کرد و تیغ زبان نا اهلان را در نیام فرو برد. اگر مدارا کارگر نبود باید صبر کرد و شکیبایی پیشه کرد. باید گذشت و به خدا توکل کرد. چرا که یاری خدا می آید و نور خدا را نتوان خاموش کرد (سوره ۶ آیه ۳۴).

الطور http://altoor.blogfa.com


 

نوشته شده توسط کانون قرآن و عترت دانشجویان در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 ساعت 15:12 موضوع خاموش همچون سوسنان | لینک ثابت


گفتگو با سوره‌ ی مباركه‌ ی نساء


رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند : اولی‌الامر جانشینان من می‌باشند كه اولین آنها علی‌بن ابیطالب علیه السلام بعد از او حسن، سپس حسین علیه السلام.


قرآن

امروز در خدمت یکی از سوره های کتاب مبین می باشیم .از ایشان می‌خواهیم خود را برای خوانندگان ما معرفی نمایند ؟

- من نساء چهارمین سوره از قرآن كریم هستم ، 176 آیه دارم در مدینه منوره بر پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه وآله و سلم نازل شده‌ام .

خواهشمندیم در مورد مضمون كلی آیات خود كمی برایمان صحبت كنید ؟

- بسیاری از آیات من در مورد احكام ازدواج ، ارث و حقوق زنان است ، اما به امور دیگری مانند دعوت به ایمان و عدالت ، لزوم اطاعت از رهبری الهی ، هجرت ، جهاد در راه خدا ، عبرت از امت‌های پیشین ، قطع رابطه دوستانه با دشمنان خدا و ...... نیز اشاراتی شده است .

افضل اوقات تلاوت شما چه زمانی است ؟

- امیرالمومنین علیه‌السلام می‌فرمود : هر كس در هر جمعه سوره‌ی نساء را تلاوت كند از فشار قبر ایمن خواهد بود.1

در آیه‌ی پنجاه و نهم شما ، پس از امر به اطاعت از خدا و پیامبرش ، فرمان اطاعت از اولی‌الامر آمده است لطفاً بفرمایید منظور از اولی‌الامر چه كسانی هستند ؟

- رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند : اولی‌الامر جانشینان من می‌باشند كه اولین آنها علی‌بن ابیطالب علیه السلام بعد از او حسن، سپس حسین علیه السلام. آن‌گاه ایشان یك یك را نام برد تا به حضرت حجت رسیده و فرمودند : آخرین آنها مردی هم نام و هم كنیه من است ، حجت خدا در روی زمین و فرزند حسن بن عسكری است . آن امامی كه خدا او را از نظر شیعیان پنهان و غایب می‌كند و به دست او مشرق تا مغرب زمین فتح می‌شود و خداوند آن امام را غایب نمی‌گرداند مگر برای امتحان نمودن دلها و آزمایش مراتب ایمان آنها .2

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : به خدا سوگند ایمان مسلمانی كامل نمی‌شود مگر این كه مرا از خود و پدر و مادر و همه‌ی بستگانش بیشتر دوست بدارد و در برابر گفتار من تسلیم باشد

خواهشمندیم گوشه‌ای از فضایل تلاوت خود را برای خوانندگان ما بیان فرمایید ؟

هر كس سوره نساء‌ را قرائت كند پاداش آزاد كردن بنده در راه خدا را دارد و مانند آن است كه تمام دارائی خود را در راه خدا به مردم صدقه داده است.

لطف فرموده و یكی از خاطرات خود از هنگام نزول آیات برایمان نقل كنید ؟

- یكی از صحابه پیامبر به نام ثوبان نسبت به رسول خدا محبت و علاقه شدیدی داشت ، روزی با پریشانحالی خدمت حضرت رسید،‌ پیامبر خدا از او دلیل ناراحتی‌اش را سؤال نمودند ، ثوبان گفت دوری شما برای من سخت و دشوار است وهنگامی كه شما را نمی‌بینم ناراحت می‌شوم و امروز به این فكر می‌كردم كه فردای قیامت اگر من اهل بهشت باشم ، مسلماً در مقام و جایگاه شما نخواهم بود و شما را هرگز نخواهم دید و اگر از اهل بهشت نباشم كه تكلیفم روشن است ، بنابراین در هر دو حال از درك حضورتان محروم خواهم شد . پس چگونه افسرده نباشم ؟!

در این هنگام آیه 69 و 70 من نازل شد و به این گونه افراد بشارت داد كه انسانهای مطیع پروردگار در بهشت نیز هم‌نشین پیامبران و برگزیدگان خدا خواهند بود .

قرآن کریم مجید

" وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِیقًا* ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ عَلِیمًا :و كسانی كه از خدا و فرستاده‌اش اطاعت نمایند، آنان همراه كسانی هستند كه خدا بر آنها نعمت بخشیده ، از پیامبران و صدیقان و شهیدان و شایستگان و آنها نیكو رفیقانی هستند! این تفضلی است از جانب خدا و همین كافی است كه خداوند دانا است.

سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : به خدا سوگند ایمان مسلمانی كامل نمی‌شود مگر این كه مرا از خود و پدر و مادر و همه‌ی بستگانش بیشتر دوست بدارد و در برابر گفتار من تسلیم باشد.4

در پایان دوست داریم چند تذكر از زبان شما بشنویم .

- وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا

و خدا را بپرستید! و هیچ‏چیز را همتاى او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیکى کنید؛ هم چنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان، همسایه نزدیک، و همسایه دور، دوست و همنشین، به در راه ماندگان ، و بردگانى که مالک آنها هستید؛ زیرا خداوند، کسى را که متکبر و فخر فروش است، (و از اداى حقوق دیگران سرباز مى‏زند،) دوست نمى‏دارد.5

و بدانید که : إِنَّ اللّهَ لاَ یَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِن تَكُ حَسَنَةً یُضَاعِفْهَا وَیُؤْتِ مِن لَّدُنْهُ أَجْرًا عَظِیمًاهمانا خداوند به کسی ذره ای ستم نکند و هر عمل نیکی را زیاد گرداند و از جانب خود به نیکوکاران پاداش بزرگ مرحمت فرماید.6

 

با تشكر از شما ،‌امیدواریم كه خداوند توفیق عمل به فرامین قرآن را به همگی ما عنایت فرماید .

بخش قرآن تبیان


پی نوشت ها :

1- بحارالانوار ج92 ،ص273 روایت 1 به نقل از ثواب الاعمال و تفسیر عیاشی (مجمع البیان ج 2و3 ، تفسیر عیاشی ج 1 ص 215، تفسیر جامع ج 2 ص 5)

2- تفسیر جامع، ج 2 ،ص 80

3- تفسیر جامع، جلد 2 ،ص 5

4- شان نزول آیه 69 و 70 سوره نساء از تفسیر نمونه ج 3 ص 459

5- آیه 36 ،سوره نساء

6- آیه 40 ،سوره نساء

 

 


 

نوشته شده توسط کانون قرآن و عترت دانشجویان در سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 ساعت 23:39 موضوع گفتگو با سوره‌ ی مباركه‌ ی نساء | لینک ثابت


روح بیمارت را به طبیبش بسپار!


 روح انسان هم مانند جسمش هست. اگر روح انسان بیمار شود، اولین و مهمترین کاری که باید بکند، اجتناب از گناه است. بعد باید به قرآن مراجعه نماید. خداوند متعال در قرآن با انسانها صحبت می کند و داروهایی را برای شفای انواع امراض روحی به انسان می شناساند و انسان را به سوی خودش راهنمایی می کند.
عذراییل عذرائیل روح جان

«وَ تُنَزَّلُ مِنَ القُرانِ ما هُوَ شِفآءٌ و رحمةٌ لِلمُؤمِنینَ» ؛ «و آنچه از قرآن فرستادیم شفای دل و رحمت الهی برای اهل ایمان است.»(1)

همه ما می دانیم که اگر انسانی جسمش مریض شود، جهت درمان و رفع کسالتش خودش را به پزشک می رساند. طبیب بعد از معاینه ی بیمار، نسخه ای برای او می نویسد و طرز استفاده از داروها و همچنین دستورات لازم را جهت بهبودی بیمار به او تذکر می دهد و او را از مصرف چیزهایی که برایش ضرر دارد، منع می کند. حال اگر بیمار، داروها را به موقع مصرف نماید اما از چیزهایی که برایش ضرر دارد، پرهیز نکند، بهبودی نمی یابد و مرضش درمان نمی شود. اما اگر مریض، داروها را به موقع مصرف کند و از چیزهایی که برایش مضّر است پرهیز کند خیلی زود درمان می شود و دوباره سلامتی جسمانی اش را بدست می آورد.

روح انسان هم مانند جسمش هست. اگر روح انسان بیمار شود، اولین و مهمترین کاری که باید بکند، اجتناب از گناه است. بعد باید به قرآن مراجعه نماید. خداوند متعال در قرآن با انسانها صحبت می کند و داروهایی را برای شفای انواع امراض روحی به انسان می شناساند و انسان را به سوی خودش راهنمایی می کند.

اگر انسانی به قرآن روی آورد، اما از گناه پرهیز نکند، قرآن به روح آن شخص تأثیری نخواهد گذاشت اما اگر انسانی به قرآن روی آورد و از گناه و زشتیها اجتناب نماید، قرآن، شفابخش روحش خواهد شد.

اگر راهروان راه حقیقت به قرآن رو آورند و شب روز قرآن بخوانند، اما از حسد، خودنمایی، از ریاست طلبی و امراض روحی دیگر دوری نکنند و از گناهان بیشماری که در کمین انسان هستند، پرهیز نکنند، حتی اگر شبانه روز به ذکر و مناجات بپردازند، حتی اگر شبها، نماز شب بخوانند، باز هم این عبادتها نمی تواند شفابخش روح بیماران شود و در یک جا راکد می مانند و به کمالات نمی رسند. مگر اینکه صادقانه از گناه اجتناب کنند و به دستورات قرآن عمل نمایند.

قرآن شفابخش روح پرهیزکاران خداجوست. این دنیا زودگذر است و عمر انسان خیلی زود به پایان می رسد و عجله کردن بر عمل نیک بهتر است.

قال رسول الله(ص): مَن عمِلش علی غیرِ عَلمٍ کانَ ما یُفسدُ اکثرَ ممّا یَصلِح ؛ کسی که ندانسته عملی انجام دهد، خراب کردنش از درست کردنش بیشتر است

«یا ایّها النّاس قد جآأتکم موعظةٌ مِن ربّکم و شِفاءٌ لمّا فی الصّدور و هدیً و رحمةٌ للمؤمنین قلب فضل اللهِ و برحمته فبذلک فلیَفرَ حُوا هو خیرٌ ممّا یجمعون»(2)

از مردم عالم، نامه ای که همه پند و اندرز و شفای دلهای شما و هدایت و رحمت مومنان است، از جانب خدا برای نجات شما آمد. ای رسول، به خلق بگو که شما باید منحصراً به فضل و رحمت خدا شادمان شوید و به نزول قرآن مسرور باشید که آن مفیدتر از ثروتی است که به خود اندوخته می کنید.

رسول اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید:

مردم همانند مریضند و خداوند به منزله ی طبیب است و مصلحت مریض در چیزی است که طبیب مصلحت می داند.

برای رسیدن به کمالات استاد لازم است.

قال رسول الله(ص):

مَن عمِلش علی غیرِ عَلمٍ کانَ ما یُفسدُ اکثرَ ممّا یَصلِح ؛ کسی که ندانسته عملی انجام دهد، خراب کردنش از درست کردنش بیشتر است.

راه سیر و سلوک دراز و پرپیچ و خم است و شیطان هر لحظه در کمین است تا انسان را در چاه غفلت گرفتار نماید. اگر انسان با راهها آشنایی نداشته باشد، نمی تواند خودش را به مقصد برساند. انسان هر چقدر زرنگ و تیزهوش باشد، نمی تواند خودسرانه و ندانسته راه را بپیماید. تمام مسافرها به راهنما احتیاج دارند. هر مسافری که سوار کشتی یا قطار یا هواپیما شود، آرزو دارد هر چه سریعتر سالم و سلامت به مقصد برسد و فقط راننده و راهنمای راه آشناست که می تواند راه را از بیراهه تشخیص دهد و مسافر را سالم و سلامت به مقصد برساند.کاروان راهروان حق نیز مثل مسافرها به استاد و راهنمای کامل نیازمند هستند. البته استاد، باید فرهیخته و نمونه باشد تا بتواند شاگردانش را به کمال برساند.

 

پی نوشت  ها:

1- سوره ی اسرا، آیه 82.

2- سوره یونس، آیات 58-57.

بخش قرآن تبیان


منبع : کتاب طبیب روح،علی اصغر قنبرین


 

نوشته شده توسط کانون قرآن و عترت دانشجویان در سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 ساعت 23:35 موضوع روح بیمارت را به طبیبش بسپار! | لینک ثابت


علل و عواقب تنبلی در نماز


نماز، راز و نیاز با ذات احدیتِ پروردگار است و ایستادن در بین دستهای حق عزّوجلّ و رجوع و برگشتن و بازگشت بسوی اوست و نماز رابطه بین بنده و معبودش یعنی پروردگار است. پرهیز كن از تنبلی در نماز، بترس كه مبادا رابطه میان خویش و آن خالقی كه تو را به وجود آورده است قطع كنی و از دست بدهی.


خواب

خداوند متعال در کلام وحی، قرآن کریم فرمود:

«فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ * الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتهِِمْ سَاهُونَ * الَّذِینَ هُمْ یُرَاءُونَ» (الماعون – 4 تا 6)

ترجمه: پس واى بر آن نمازگزاران * که دل از یاد خدا غافل دارند * همانان که (اگر طاعتى کنند) به ریا و خود نمایی کنند.

و اهل عصمت (ع) مکرر تأکید و تصریح نموده‌اند که شفاعت ما به کسانی که نماز را سبک بشمارند نمی‌رسد. همین معنا یعنی از دست دادن خیر‌ها و موفقیت‌های دنیا و آخرت. بدیهی است کسی که نماز را سبک بشمارد یا در اقامه‌ی آن تنبلی کند، از بسیاری از برکات و فوایدی که برای نماز شمرده شده است و از جمله «نگهداری از فساد و فحشاء و فقر و ...» است محروم می‌ماند.

به طور قطع از عوامل اصلی تنبلی در نماز، ضعف در معرفت و ایمان و عشق به الله جل جلاله است و باید دقت نمود که هر چقدر بندگی و عشق به الله ضعیف شود، مازاد آن در خلاء نمی‌ماند، بلکه جایش را به غیر الله می‌دهد. و به همین دلیل محبت و دلبستگی و وابستگی به دنیا و زخارف آن سبب می‌شود که انسان حوصله نکند از محبوب جدا شده و به سوی خدا رود و به کارهای دیگر مشغول‌تر و راضی‌تر می‌باشد.

«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه‏ ...» (البقره – 165)

؛  و بعضى از مردم کسانى هستند که بجاى خدا شریک‏هایی می‌گیرند و آنها را مانند خدا دوست میدارند و کسانى که بخدا ایمان آورده‏اند شدت محبت‌شان به الله است.

عشق و محبت، ریشه، اساس و علت هر حرکتی است. لذا انسان مایل است به دیدار معشوق برسد و وقت خود را با او بگذراند. صحبت با غیر و یا مشغولیت‌های دیگر او را خسته می‌کند، مگر آن که در راه او برای او باشد. مثل این که اگر کسی برود تا برای معشوق گلی تهیه کند، در این راه خسته نمی‌شود و از زحمت اینکار لذت هم می‌برد. پس، اگر محبوب و معشوق کسی پول یا لذت‌های نفسانی یا سرگرمی‌های دیگر شد، رقبت و شوقی برای ترک آنها و حضور در محضر الله و راز و نیاز با او پیدا نمی‌کند، اما اگر کسی [أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه] شد، یعنی شدت محبتش خاص الله گردید و هر شخص یا چیز یا کار دیگری را در راستای محبت او دوست داشت، مایل می‌شود که هر چه سریع‌تر از امور دیگر فارق شود و معشوق به او اجازه و اذن ورود (اذان) دهد، تا او به دیدار رفته و گفتگو و راز و نیاز بنشیند.

حذركن از اینكه از ذكر خداوند عزّوجلّ روی گردان شوی. سوره طه آیه 124«ومَنْ اعرضَ عنْ ذكری فاِنَّ لَهُ معیشه ضنكا » خداوند می فرماید : (هركه ازیاد من روی بگرداند زندگی تنگ خواهد داشت)
پس بهترین راه زدودن این تنبلی، تقویت معرفت [شناخت] و عشق آن محبوب و معشوق و کنار زدن «إله‌»های کاذب دیگر است. یعنی عمل به «لا إاله الا الله». و البته برای تحقق این معنا، تمرین، ممارست و استقامت لازم است. یعنی با خود عهد کنم که می‌خواهم با شیطان مبارزه کنم و در این مبارزه بینی او را به خاک بمالم و می‌خواهم هوای نفس را در اختیار و کنترل خود داشته باشم، نه این که من در اختیار او باشم. لذا تصمیم می‌گیرم که حتماً چند روزی هم که شده، نماز را اول وقت بخوانم. به یقین، پس از چند روز، انس و دوستی انسان با نماز نیز برقرار می‌شود و مؤمن خود در پی فرصت می‌گردد که به نماز بایستد. 

نماز، راز و نیاز با ذات احدیتِ پروردگار است و ایستادن در بین دستهای حق عزّوجلّ و رجوع و برگشتن و بازگشت بسوی اوست و نماز رابطه بین بنده و معبودش یعنی پروردگار است. پرهیز كن از تنبلی در نماز، بترس كه مبادا رابطه میان خویش و آن خالقی كه تو را به وجود آورده است قطع كنی و از دست بدهی.

نماز صلوه اذان

حذر كن از اینكه از ذكر خداوند عزّوجلّ روی گردان شوی. سوره طه آیه 124«و مَنْ اعرضَ عنْ ذكری فاِنَّ لَهُ معیشه ضنكا » خداوند می فرماید : (هر كس از یاد من روی بگرداند زندگی تنگ خواهد داشت). مبادا نماز خواندنت مانند نماز غافلان باشد، دنیا را پشت سرت قرار بده، هنگامی كه تكبیر قیام نماز را میگوئی(الله اكبر) مترس از وسوسه های شیطان. به مردم حقد و حسد نبند و انتقام از آن را دوست مدار و كارهای آنان و انتقامشان را به خدا واگذار نما.

کسانی بوده اند که در تمام مدت عمرشان نماز نخوانده بودن و بدنبال ناراحتی ها و سرگردانی های روحی به نماز رو آورده اند معلوم  است که در بدو امر کاری بی نتیجه به نظر می رسد اما باید به روح زنگار گرفته این فرصت را داد تا با عطر نماز آشنا شود و شوق نماز در دل خانه کند آنگاه است که ترک نماز برایش می شود عذاب الیم نماز خود جاذبه ای ایجاد می کند که شخص را از جا کنده و به گفتگوی با معشوق می کشاند.

و در این مسیر مطالعه در این زمینه و گوش دادن به موعظه بزرگان در مورد نماز نقش و آثار پر اهمیت آن تأثیر خیلی زیادی بر مراقبت ما از نماز دارد.

و این تذکر و تنبه را برای خود آنقدر تکرار کنیم تا ملکه ذهن شود ،وقتی آموختیم که نماز چه آثاری دارد سعی کنیم به هر ترتیبی هست از فیض آن بهره ببریم با آموختن صحیح نماز  و عمل به شرایط آن پیش برویم بعد طوری می شود که تنبلی را کنار گذاشته و سراپا شوق می شویم برای نماز ،ولی یک شرط دارد آن که بهانه را کنار بگذاریم این که نه این کارها فایده ای ندارد و صد بار امتحان کرده ام نتیجه نداده و ... اینها همه وسوسه شیطان است.

می دانم وقتی این مقاله را می خوانید مثل خود بنده که دارم مینویسم، شوقی وافر وجود ما را گرفته و داریم با خود عهد می بندیم و قول و قرار می گذاریم که از فردا کمر همت بسته و از پای ننشینیم.

اما می بینیم همین که صدای اذان بلند شد به دنبال بهانه ای و کاری می گردیم که آرام و بی صدا دور نماز را خط کشیده و خود را وارهانیم  و این همان برنامه ایست که در تمام مدت عمرمان پیاده کرده ایم اما تا کنون از این فرار چه نتیجه ای گرفته ایم؟

فرآوری : محمدی

بخش قرآن تبیان


منبع : سایت شبهه (مرکز پاسخگویی به شبهات)،وبلاگ گلستان آشنایی


 

نوشته شده توسط کانون قرآن و عترت دانشجویان در سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 ساعت 23:30 موضوع علل و عواقب تنبلی در نماز | لینک ثابت


تأثیر یک آیه از سوره ذاریات

قرآن مجید

22دلیل عادی شدن خواندن «قرآن کریم» و کلمه‌ها و جمله‌ها و آیه‌های قرآن از آن روست که ما، عظمت قرآن را ـ چنان و چندان که باید ـ حسّ نمی‌کنیم. به هنگام خواندن قرآن (یا گوش دادن به آن) آن گونه که باید، در مدار روحانیت قرآن قرار بگیریم، قرار نمی‌گیریم و بارش کلمات و آیات را به صحرای عطشناک دل نمی‌رسانیم، و به مرحله نزول آیات قرآنی برقلب خویش، نمی‌رسیم؛ و قلب خود را با قلب پذیرنده اصلی قرآن (قلب محمّدی)، منطبق نمی‌سازیم، بلکه نزدیک به این مرتبه والا نیز نمی‌شویم.

بیشتر این چنین است… در صورتی که رحمت عامّ محمّدی «بِالمؤمنین رَؤُوف رحیم».(سوره توبه، آیه 128) و حرصی که پیامبر اکرم‌ بر «صیرورت قرآنی» افراد اُمّت داشته است «حریص علَیکم»(همان) موجب قطعی آن است که اگر ما در این راه همّتی کنیم و دلی بر آن بگشاییم، به مرحله‌ای از «نزول برقلب» دست یابیم و در رده: «لِمَن کانَ لَهُ قَلْب» (سوره ق، آیه 37) وارد شویم و دلمان از تشعشع‌های فوق ملکوتی «إنَّ قرآنَ الفَجرِ کانَ مَشهوداً» (سوره اسراء،آیه78) نور باران گردد.

 

قرآن تنها حروف و کلمات نیست!

ما نباید بپنداریم که با حروف و کلمات و جملات متعارف روبرو هستیم که از دهان هر انسان عربی زبان و عربی خوانی بیرون می‌آید. نشناختن حقیقت ها و نکوشیدن در راه شناخت آنها، ظلم به خویشتن است نه ظلم به حقیقتها.

شب پره گر وصل آفتاب نخواهد               رونــق بازار آفتاب نکــاهـد

عبد‌المِلک اصمعی بصری (م 216ش)، ادیب و لغت شناس و دستوردان سده دوم و اوایل سده سوم هجری، از بنیادگذاران مشهور فرهنگ لغوی عرب و از مراجع مهم علم صرف و نحو زبان عربی است. او ـ بالطبع ـ شعرشناسی زبده نیز بود، چنانکه از «اخبار البُلْدان» (سرگذشت شهرها) و جغرافیای آبادیهای سرزمین عربی و نامهای آنها اطّلاع داشته است. از وی کتابهای مختلف چندی برجای مانده است.

اصمعی در جستجوی لغات عرب و یافتن تلفّظ صحیح و معانی قطعی و مسلّم «لغات» و جداسازی «حقیقت» و«مجازِ» و فراهم‌آوری قواعد مختلف دستوری (گرامری)، به این سو و آن سو، به ویژه به میان بادیه‌نشینان می‌رفت و رنج سفر و کوچیدن را برخود هموار می‌ساخته است تا به هدف پژوهشی خویش دست یابد و واژه‌ها را از سرچشمه‌های آنها و از زبان دست نخورده اهل زبان ـ بدون واسطه در نقل ـ به دست آورد و ضبط کند.

و من به سرزنش نفس خود پرداختم، که ای نفسِ اصمعی! تو به اندازه این عرب بادی‌نشین (بیابانی) که از شنیدن چند آیه بیدار گشت، لیکن تو در همه عمر بیدار نگشتی و اهمّیت کلام خد ا را نفهمیدی….
طبیعی است که در این کار دامنه‌دار و زمان‌گیر، با کسان و رخدادهایی روبرو گردد و اتفاقهایی و خاطره‌هایی برای او پیش آید. اصمعی فراوان از این خاطرات نقل کرده است. از این‌رو در کتابهای لغوی و ادبی، (بجز اشعار عرب، و نظرهای نحوی و دستوری) حکایتهایی بسیار از او نقل کرده‌اند. از آن جمله خود او می گوید:

روزی از مسجد جامع بصره در آمدم و از میان کوچه‌ها به راه خود می‌رفتم که ناگهان به یکی از اعراب بادیه برخوردم ـ زُمُخت و خَشِن ـ که برشتر جوان خود سوار بود و شمشیری حمایل داشت و کمانی در دست. مرا که دید نزدیک شد و سلام کرد و گفت:

ـ از کدام طایفه‌ای؟ گفتم: از طایفه بنی‌الأصمع.

قرآن مجید

ـ نکند اصمعی هستی؟ گفتم: آری.

ـ از کجا می‌آیی؟ گفتم: از جایی که در آنجا، کلام خدای رحمان را می‌خوانند.

ـ مگر خدای رحمان، کلامی دارد که آدمها می‌توانند آن را بخوانند (و بر زبان جاری سازند)؟

گفتم: آری.

ـ قدری از آن کلام برای من بخوان! گفتم: از شتر خود پیاده شو!

پیاده شد و من از «سوره ذاریات»، شروع به خواندن کردم تا به این آیه رسیدم: «وفی السَّماءِ رِزْقُکُم وما تُوعَدُون؛ روزی شما و هرچه به شما وعده می‌دهند در آسمان است (و از جانب خداوند ـ با اسباب و وسایلی که در جهان فراهم آورده است ـ به انسانها و دیگر موجودات می‌رسد)».

ـ ای اصمعی! این که خواندی کلام خدای رحمان بود؟

گفتم: آری، به حقّ خدایی که محمّد‌ را «بحق»، به پیامبری فرستاد، این کلام همان خداست که بر پیامبرش محمّد‌ نازل کرده و براو فرو فرستاده است.

آنگاه از جا برخاست و به سوی شتر خود رفت و آن را ذبح کرد و با پوست تقسیم نمود و گفت: «به من کمک کن تا آن را به مردم بدهیم». ما به هر کس گذر می‌کردیم یک قسمت از گوشت آن شتر می‌دادیم تا تمام شد.

سپس شمشیر و کمان خود را برداشت و شکست و آن شکسته‌ها را زیر جهاز شتر نهاد؛ و خود رو به بادیه گذاشت، و همان آیه را می‌خواند و می‌رفت: «و فی السَّماءِ رِزْقُکُم وما توُعَدُون».

و من به سرزنش نفس خود پرداختم، که ای نفسِ اصمعی! تو به اندازه این عرب بادی‌نشین (بیابانی) که از شنیدن چند آیه بیدار گشت، لیکن تو در همه عمر بیدار نگشتی و اهمّیت کلام خدا را نفهمیدی….

بخش قرآن تبیان


منبع : مقاله استاد علّامه محمّد رضا حکیمی ، سایت حوزه


 

نوشته شده توسط کانون قرآن و عترت دانشجویان در سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 ساعت 23:16 موضوع تاثیر یک آیه از قرآن | لینک ثابت


راز و نیاز با معبود

راز و نیاز با معبود

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم …
گفتی: فانی قریب
     .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم… كاش می‌شد بهت نزدیك شم …
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی …
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه… آخه چیكار می‌تونم بكنم؟     
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
     .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! …  توبه می‌كنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك     
گفتی: الیس الله بكاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

منبع: چرخ و فلک


 

نوشته شده توسط کانون قرآن و عترت دانشجویان در جمعه بیست و هفتم خرداد 1390 ساعت 15:3 موضوع | لینک ثابت


اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد

به عقیده ما مسلمین, قرآن سخن و وحی خداوند یکتاست. سخنی است که شنیدنش لرزه بر اندام می آورد. درون آدمی را نرم کرده و ذهن را متوجه ذکر خدا می کند. سخن خداوندی است که صاحب ملکوت آسمانها و زمين است و آگاه و دانا به ریز و درشت خلقت است. این است که ماقرآن را روشنگر و راهنما می دانیم و عقیده داریم که معجزه پیامبر است.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط کانون قرآن و عترت دانشجویان در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 ساعت 14:41 موضوع | لینک ثابت


انواع لباس و پوشش در قرآن

انواع لباس و پوشش در قرآن:

تمام کائنات وهستیِ موجودات جلوه‌ای از نفحات خداوندی است، خداوندی که زیباست و زیبایی را دوست دارد، وسیر تکامل تمام هستی به سوی زیبایی است، آن زیبایی که از بین برنده زشتی ومبدل نقصان به تکامل است ،خداوند به عنوان سرﭼﺷﻣﺔ زیبایی، زمین را به انواع رستنیها از نبات و گیاه،حیوان ،حشره و پرنده می‌آراید، سپس دشتها و بلندی کوه‌ها را جلوه های زیبایی زمین قرارمی‌دهد، سیاه وسپید،سایه روشن و رنگ را می‌آفریندتا انسان درآنها تدبّر کند:

«اَفلم ینظُروا الی السماء فوقَهم کیفَ بنیناها و زیَّناها و مالَها مِن فروجٍ:
آیا آنان به آسمان نمی‌نگرند که چگونه آنرا برپاداشته و به زیور ستارگان درخشان آراسته‌ایم و هیچ‌خللی در آن راه ندارد».
وانسانی که از روح خداوندی در او دمیده شده است بی‌وقفه و با شتاب به دنبال کشف اکسیر زیبایی است.اومی‌کوشد تا در زندگی فردی واجتماعی خود برای تحبیب قلوب و برقراری مهر والفت ونزدیکی با هم نوع خود به آرایش ظاهرش بپردازد. لباس وجامه‌ی آراسته وزیبا نیز از جمله نعماتی است که خداوندآن را به عنوان وسیله‌ای برای آراستن تن به بشر ارزانی داشته است و آن را از آیات و نشانه‌های خود بر می‌شمرد:«یا بنی آدم أنزلنا علیکم لباساً یُواری سوآتکم و ریشاً ولباس التقوی ذلک خیر ذلک من آیات الله لعلّهم یذکّرون».خداوند دراین آیه به آراستگی ظاهری و باطنی انسان اشاره می‌کندومی‌فرماید: لباس تقوی بهتر وعالیتر است زیرا اگر لباس ظاهر عیبهای‌ظاهری را می‌پوشاند لباس تقوی معایب ونقائص درونی را که به مراتب زشت‌تر و نفرت انگیزتر و آثار و نتایجش وخیم‌تر است را می‌پوشاند و وسیله آراستگی‌درونی‌انسان را فراهم می‌کند.هم چنان باید دانست که لباس و پوشش برای انسانها و توجه به حریم عفاف و حراست آن ،از اصیل ترین سنگر های زنان و مردان و از مهم ترین و عمیق ترین و سودمند ترین قوانین الزامی آفرینش برای آن ها و جامعه است ،و به عبارت روشن تر ،حجاب و پوشش سنگر سعادت پیروزی و رستگاری زنان و مردان جامعه است.که اگر این سنگر آسیب ببیند و یا فرو ریزد ،عوامل سعادت پاکزیستی و شرافت آنان فرو ریخته ،و قطعا آنان بدون این سنگر ،در سراشیبی سقوط و انحراف قرار گرفته ،و موجب آلودگی خود و جامعه خواهند شد.در سیره و تعالیم رسیده از پیشوایان عظیم الشان اسلام نیز توجه کاملی به مسئله«لباس و توجه به آن از جهات مختلف» شده است تا آنجا که برای بشر عموماً و برای مومنان و مسلمانان خصوصاً راه و روشی صحیح واصولی در این امر نشان داده شده است.حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) می‌فرماید: إلبَس و تَجَمّل فإنّ اللهَ جمیلٌ ویُحِبّ الجمال و لیکن مِن حلال:بپوشیدو خود را بیارائید که خداوند زیباست و زیبایی را دوست می‌دارد، امّا این لباس و زینت باید از راه حلال باشد.با عنایت به آنچه که گذشت بررسی انواع لباس به عنوان یکی از مظاهر زیبائی در آینه ی قرآن و حدیث موضوعی است که در این رساله به آن پرداخته شده است.
بخش اول: کلیات
بیان مسئله، اهداف مطالعاتی، پیشینه تحقیق، سوالات اصلی وفرعی، تعریف اصطلاحات ومفاهیم اساسی، روش تحقیق
بیان مسئله


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط کانون قرآن و عترت دانشجویان در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ساعت 23:22 موضوع | لینک ثابت


  

روانپزشک هلندی : خواندن قرآن باعث آرامش روانی می شود

 

روانپزشک هلندی به تاثیرات مفید و معجزه آسای قرائت قرآن بر آرامش روانی پی برد.

نتایج یک تحقیق در هلند که توسط یک پزشک غیرمسلمان در این کشور صورت گرفت، حکایت از تاثیرات مثبت خواندن قرآن بر جسم و روان آدمی دارد. 
در این تحقیق که به مدت سه سال و بر تعداد زیادی از مسلمانان و غیرمسلمانان در دانشگاه آمستردام صورت گرفت، آثار تکرار لفظ جلاله "الله" بر از بین بردن نگرانی ها و آرامش روانی انسان مشاهده شد. 
در مطالعات انجام شده با مضمون تاثیر آوای قرآن بر اضطراب و درد بیماران تحت عمل جراحی یا آزمون های تشخیصی، بیانگر تاثیر مثبت آوای قرآن بر بهداشت روان و جسم می باشد.
 گفتنی است آیه قرآنی"الا بذکر الله تطمئن القلوب" (با یاد خدا، دلها آرامش می بابد) بر این تحقیق صحه می گذارد؛ ضمن اینکه بهداشت روان انسان بحث سراسر قرآن کریم است. قرآن در حدود 6236 آیه در زمینه پرورش صحیح انسان و حفظ بهداشت روان سخن گفته است.


 

نوشته شده توسط کانون قرآن و عترت دانشجویان در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 15:36 موضوع خواندن قرآن | لینک ثابت


 

فلسفه حجاب از دیدگاه قرآن

پیدایش حجاب
آغاز و پیدایش حجاب و پوشش مربوط می‌شود به دوران زندگانی حضرت آدم و حوا علیهم السلام. هنگامی که آن دو بزرگوار مرتکب آن خطا شدند و از درختی که خداوند میوه‌اش را ممنوع نموده بود تناول کردند.
«فَلمّا ذاتا الشَجرة بدت لهما سواتهما و طفقا یخصفان علیما من ورق الجنه …؛ چون از آن درخت تناول کردند زشتی‌هایشان آشکار شد و بر آن شدند تا از برگ درختان بهشت ، خود را بپوشانند…» (سوره اعراف _ ۲۲)

در تفسیر آیه فوق آمده است که آدم و حوا علیه‌السلام ، قبل از ارتکاب این خلاف ، برهنه نبودند بلکه پوششی داشتند که در قرآن ، نامی از چگونگی این پوشش برده نشده ، اما هر چه بوده نشانه‌ای بر شخصیت آدم و حوا و احترام آنها محسوب می‌شده که با نافرمانی ، از اندامشان فرو ریخته است.

به این ترتیب خوردن از میوه ممنوعه توسط آدم و حوا علیه‌السلام صرف نظر از فلسفه و حکمت آن در نظام آفرینش ، نخستین تحولی که در آنها بوجود آورد، این بود که آنها در حریم «ستر» و عفاف با حقیقت برهنگی روبرو کرد و بلافاصله با برگ درختان بهشت خود را پوشاندند. این واقعیت تاریخی به سادگی نشان می‌دهد که حجاب و پوشش بعنوان یکی از مظاهر حیا و عفت ، امری فطری و طبیعی بوده و برای تامین سلامت روح و روان فرد و جامعه از کمال اهمیت برخوردار است.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط کانون قرآن و عترت دانشجویان در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 15:5 موضوع حجاب از دیدگاه قرآن | لینک ثابت


 

 
اقتصاد در قرآن

 . موارد مصرف

قرآن استفاده از همه نعمت‌هاي الهي را براي مسلمانان جايز دانسته و لكن چيزهاي پست و خبيث و مضر را منع فرموده است.
« يحلّ لهم الطيبات و يحرّم عليهم الخبائث » اعراف، 157

و براي آنان چيزهاي پاك را حلال و چيزهاي ناپاك را برايشان حرام مي گرداند.

 . رزاقيت الهي
در جاي جاي قرآن مجيد به رزاقيت الهي اشاره شده و روزي بندگان را بدست او مي‌داند و خداوند متعال خود را متعهد به دادن روزي مخلوقات مي‌داند.
« و ما من دابة في الارض الّا علي الله رزقها...» هود6

. و هيچ جنبنده اي در زمين نيست مگر (اينكه) روزي اش بر عهده خداست... .

. نهي از اسراف و توصيه به ميانه‌روي
اسراف در مصرف، منشأ بسياري از مشكلات اقتصادي مي‌گردد و نهي از اسراف و تعادل در مصرف و حتي در انفاق مورد تأكيد قرآن قرار گرفته است.
« و الذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواماً » فرقان67

. و كساني اند كه چون انفاق كنند، نه ولخرجي مي كنند و نه تنگ مي گيرند، و ميان اين دو (روش) حد وسط را بر مي گزينند.

. شكرگزاري در برابر نعمت
قرآن شكرگزاري در برابر نعمت را از عوامل ازدياد نعمت مي‌شمرد و كفران را موجب تنگ شدن روزي مي‌داند.
« و اذ تأذن ربكم لئن شكرتم لازيدنكم... عذابي الشديد » ابراهیم 7

. و آنگاه كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر واقعاً سپاسگذاري كنيد (نعمت) شما را افزون خواهم كرد... قطعاً عذاب من سخت خواهد بود.

 . محوريت مصرف
قرآن مجيد مصرف كالاهاي معيني مثل شراب، گوشت خوك، وسايل قمار، ميته و ... ممنوع اعلام نموده است.
« حرمت عليكم الميتة و الدم... » مائده 3

. بر شما حرام شده است مردار و خون و... .

. زينت و آراستگي
قرآن مجيد زينت و آراستگي را در صورتي كه موجب فخرفروشي، كبر، غرور با طغيان نشود مجاز دانسته است.
« قل من حرم زينة الله... » اعذاف 32

(اي پيامبر) بگو: زيورهائي را كه خدا براي بندگانش پديد آورده و... را چه كسي حرام گردانيد؟...

. نكوهش اشراف و مشرفان
مشرف كسي است كه فراواني نعمت او را از ياد خدا غافل كرده و به طغيان وادار نموده است و به همين جهت مشرفين مورد نكوهش قرآن قرار گرفته و يكي از گروه هاي مخالف پيامبران به حساب آمده‌اند.
« كذلك ما ارسلنا من قبلك... به كافرون » زخرف 23 و 24

. و بدين گونه در هيچ شهري پيش از تو هشدار دهنده اي نفرستاديم... و به آنچه بدان فرستاده شده ايد كافريم.

در خاتمه تذكر اين نكته لازم است كه آيات فراواني از قرآن به مسائل اقتصادي اشاره دارد لكن به جهت اختصار از ذكر آن‌ها خودداري گرديد.

والحمدلله رب العالمين.

 

شرط لازم هدایتگری قرآن

ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم

با توکل بر خدای بزرگ این وبلاگ شروع به کار می کند انشا الله بتوانیم در اشاعه فرهنگ قرآن و اهل بیت (ع) کمکی کرده باشیم از شما عزیزان می خواهیم که در این کار ما را یاری کنید.

 

نقش قرآن در تربیت انسان

«یا ایها الناس قد جائتکم موعظه من ربکم و شفاء لما فی الصدور و هدی و رحمه للمومنین»

نقش قرآن در تربیت

نقش قرآن چون در این عالم نشست  نقش های کاهن و ناپاک شکست 

فاش گویم: آنچه در دل مضمر است  این کتابی نیست، چیز دیگر است 

چون به جان در رفت، جان دیگر شود  جان چو دیگر شد، جهان دیگر شود

 

قرآن کریم کلام بی نظیر خداوند است، و در بین این همه موجودات مخاطب او انسان است، انسانی که دارای روحی الهی است، دارای قلبی برای فهمیدن و دلی برای ادراک کردن، در اعتبار و ارزش قرآن، همین بس که سخن بی مانند خداست ودر اعتبار و ارزش انسان همین بس که هم سخن و مخاطب خداوند برای وحی انسان است.

قرآن به عنوان یک کتاب آسمانی و کاملا غیر بشری و نازل شده من عندالله و از جهان غیب بر هر کس که قرائت شود یا هر کس که قرائت کند به شدت تحت تأثیر کلمات معنوی آن قرار می گیرد، هیچ گاه از خواندن آن خستگی و ملالت حاصل نمی آید بلکه هر لحظه آدمی را که صاحب دلی پذیرا و قلبی صاف باشد، به سوی خود می کشاند و در واقع صاحب جاذبه ای قوی و نیرومند است این است که هر کس به سمت آن می رود، به گونه ای از آن تاثیر گرفته و لاجرم نمی تواند این تاثیر را پنهان کند.

 

در طول تاریخ به حوادث شگفت انگیز و مستندی برخورد می کنیم که از یک سو بیانگر نفوذ عظیم قرآن در قلوب شنوندگان حتی بیگانگان از اسلام و از سوی دیگر دلیل روشن بر عجز مخالفان از مقابله به مثل می باشد، بررسی این حوادث تاریخی مسایل زیادی را به انسان می آموزد که به نمونه هایی از آن در این نوشتار اشاره شده است.(3)

 

سیره و روش برخی از دانشمندان اسلامی:

مرحوم فیض کاشانی:

مرحوم فیض کاشانی در کتاب ارزشمند المحجة البیضاء از قول یکی از حکیمان چنین می گوید:

 

یکی از حکیمان می گوید که ابتدا قرآن را می خواندم و لذتی نمی بردم، چندی بعد که آن را می خواندم چنان بود که گویی آن را از رسول اکرم صلی الله علیه و آله می شنوم که بر اصحابش می خواند بالاتر رفتم و آن را از جبرئیل شنیدم که بر پیامبر می خواند.

 

از آن هم بالاتر رفتم و اینک آن را از خود خداوند می شنوم و لذتی می برم و تنعمی دارم که نمی توانم از آن بگذرم.(4)

 

مرحوم اقبال لاهوری:

مرحوم اقبال لاهوری در اواخر زندگی اش، دچار ضعف و بیماری چشم شده بود و از معالجه نیز محروم مانده بود. تنها مونسش قرآن بود او با همان اندک بینایی به قرآن می نگریست و با لذتی سرشار از ایمان آیات را قرائت می کرد. و می گفت: پدرم به من توصیه کرده است که فرزندم هر گاه قرآن می خوانی، چنان بخوان که گویی خداوند آن را به تو نازل کرده است.(5)

 

چون که قرآن حق بگریختی  با روان انبیاء آمیختی 

هست قرآن حال های انبیاء  ماهیان بحر پاک کبریا 

ور بخوانی و نه ای قرآن پذیر  انبیاء و اولیاء را دیده گیر 

ور پذیرایی چو برخوانی قصص  مرغ جانت تنگ آید در قفس 

مرغ کز اندر قفس زندانی است  می نجوید رستن از نادانی است 

روح هایی کز قفس ها رسته اند  انبیای رهبر شایسته اند(6) 

 

سیره مرحوم حضرت امام خمینی ره:

نکته برجسته ای که در سیره اخلاقی و تربیتی آن رهبر بزرگوار به صورت ممتاز و قابل تحسین وجود دارد این است که ایشان علی رغم حضور در نقطه ثقل مبارزات سیاسی و اجتماعی، هرگز از اذکار و نوافل و زیارت غافل نبودند و در انجام دادن آنها مقید به نظم و ترتیب خاصی بودند.

 

اینک به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم: یکی از نزدیکان مرحوم امام می گوید: امام روزانه چندین نوبت قرآن می خواندند، با همان صدای ملکوتی که داشتند ایشان در هر فرصت و مناسبتی که پیش می آمد، قرآن می خواندند، معمولا بعد از نماز صبح، قبل از نماز ظهر و عصرو مغرب و عشاء یا در هر فرصت دیگر مقید به این مستحب الهی بودند و ما بارها که در ضمن روز خدمت ایشان می رسیدیم امام را مشغول خواندن قرآن می یافتیم.

 

یکی از همراهان امام در نجف اشرف درباره ایشان اظهار می کردند که:

 

ایشان هر روز ده جزء قرآن در ماه رمضان می خواندند، یعنی هر سه روز یک دوره قرآن می خواندند. برخی از برادران خوشحال بودند که دو دوره قرآن خوانده اند ولی بعد می فهمیدند که امام ده یا یازده دوره قرآن را خوانده اند.(7)

 

حکایتهایی درباره نقش تربیتی قرآن:

حکایتی از اصمعی:(8)

زمخشری در تفسیر کشّاف از اصمعی نقل می کند که از مسجد بصره بیرون آمدم ناگهان چشمم به یک عرب بیابانی افتاد که بر مرکبش سوار بود. وقتی با من روبرو شد گفت: از کدام قبیله ای؟! گفتم از بنی اصمع گفت از کجا می آیی؟ گفتم:از آنجا که سخن خداوند رحمان(قرآن) را می خوانند گفت برای من هم بخوان!

 

من آیاتی از سوره و الذّاریات را برای او تلاوت کردم تا به آیه «و فی السماء رزقکم و ما توعدون»(9) رسیدم گفت: کافی است! و برخاست و شتری که با خود داشت قربانی کرد و گوشت آن را در میان نیازمندان تقسیم نمود، شمشیر و کمانش را نیز شکست و کنار انداخت و رفت این داستان گذشت. تا اینکه من(اصمعی) با هارون الرشید به زیارت خانه خدا می رفتیم و مشغول طواف بودیم ناگهان دیدیم کسی با صدای آهسته مرا فرا خواندنگاه کردم دیدم همان مرد عرب است، لاغر شده و رنگ از صورتش پریده است پیدا بود که عشق آتشین بر او چیره گشته و او را بی قرار ساخته است وقتی مرا دید سلام کرد و گفت بار دیگر همان سوره ذاریات را برایم بخوان! هنگامی که به همان آیه رسیدم فریادی زد و گفت ما وعده خدای خود را به خوبی یافتیم، سپس گفت: آیا بعد از این هم آیه ای هست من آیه بعد را خواندم. «ربّ السّماء والارض انّه الحق»(10)

 

بار دیگر فریادی زد و گفت «یا سبحان الله من ذاالّذی أغضب الجلیل حتی الجئوه الی الیمین.»

 

یعنی راستی عجیب است، چه کسی خداوند جلیل را به خشم آورده که این گونه سوگند یاد می کند آیا سخن او را باور نکردند که ناچار از قسم شده این جمله را سه بار تکرار کرد و بر زمین افتاد و مرغ روحش به سوی آشیان ملکوت پرواز کشید.

 

حکایت پیامبر(ص) با مرد عرب:(11)

در حدیثی آمده مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد: گفت از آنچه خداوند به تو یاد داده به من بیاموز، پیامبر صلی الله علیه و آله سوره زلزال را برای او خواند. تا به این آیه شریفه رسید «فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره»

 

کسی که ذره ای کار نیک یا بد را انجام دهد آن را می بیند.

 

او گفت: همین آیه یا همین سوره مرا کفایت می کند، پیامبر صلی الله علیه و آله درباره او فرمودند: او را به حال خودش واگذارید "رجع فقیها" او فقیه شد و بازگشت.

 

حکایتی از سید قطب:(12)

در تفسیر فی ظلال در ذیل آیه 38 سوره یونس «أم یقولون افتریه قل فأتوا بسورة مثله» ماجرای عجیبی از زندگی خود نقل می کند او می گوید:

 

من از حوادثی که برای دیگران واقع شد. سخنی نمی گویم، تنها حادثه ای را بیان می کنم که برای خود من اتفاق افتاد و شش نفر ناظر آن بودند، ما شش نفر مسلمان بودیم که با یک کشتی مصری، روز جمعه به این فکر افتادیم که نماز جمعه را در قلب اقیانوس و بر روی کشتی برپا داریم، و علاوه بر اقامه فریضه مذهبی مایل بودیم یک حماسه اسلامی در مقابل یک مبلغ مسیحی که در داخل کشتی نیز دست از برنامه های تبلیغاتی خود بر نمی داشت بیافرینیم به خصوص اینکه او مایل بود حتی ما را به مسیحیت تبلیغ کند!

 

ناخدای کشتی که یک نفر انگلیسی بود موافقت کرد نماز جمعه را در عرشه کشتی به جا آوریم و به کارکنان کشتی که همه از مسلمانان آفریقا بودند نیز اجازه داده شد که با ما نماز بخوانند و آنها از این جریان بسیار خوشحال شدند، زیرا نخستین بار بود که نماز جمعه در برابر آنان بر عرشه کشتی انجام گرفت من(سید قطب) به خواندن خطبه نماز جمعه، و سپس امامت نماز پرداختم و جالب اینکه مسافران غیر مسلمان، اطراف ما حلقه زده بودند. و با دقت انجام این فریضه، مذهبی را می نگریستند پس از پایان نماز، گروه زیادی از آنها نزد ما آمدند و این موفقیت را تبریک گفتند. در میان این گروه خانمی بود که بعدا فهمیدیم یک زن مسیحی اهل یوگسلاوی است که از جهنم تیتو و کمونیسم فرار کرده است، او فوق العاده تحت تأثیر نماز ما قرار گرفته بود، به حدی که اشک از چشمانش سرا زیر بود و نمی توانست خود را کنترل کند.

 

او به زبان انگلیسی ساده و آمیخته با تأثر شدید و خضوع و خشوع خاصی سخن می گفت و از جمله سخنانش این بود بگویید ببینم کشیش شما با چه لغتی سخن می گفت؟ سرانجام به او گفتم که ما به لغت عربی صحبت می کردیم، ولی او گفت: من هر چند یک کلمه از مطالب شما را نفهمیدم اما به وضوح دیدم که این کلمات آهنگ عجیبی داشت و از این مهم تر چیزی که نظر مرا فوق العاده به خود جلب کرد این بود که در لابلای خطبه امام شما جمله هایی وجود داشت که از بقیه ممتاز بود این جمله ها دارای آهنگ فوق العاده مؤثر و عمیقی بود آن چنانکه لرزه به اندام من می انداخت.

 

گویا اینها مطالب دیگری بود، فکر می کنم هنگامی که امام شما این جمله ها را ادا می کرد، مملو از روح القدس می شد!

 

کمی فکر کردم و متوجه شدم این جمله ها همان آیات قرآن بود که من در لابلای خطبه و ضمن نماز آنها را می خواندم این جریان ما را تکان داد و متوجه این نکته ساخت که آهنگ مخصوص قرآن آن چنان مؤثر است که حتی بانویی را که یک کلمه از معنای آن را نمی فهمد تحت تأثیر شدید خود قرار می دهد.

 

حکایت فضیل بن عیاض:(13)

«فضیل بن عیاض» مردی متظاهر به فسق بود، بر سر راه کاروان های تجاری و مسافرتی قرار می گرفت و بازور و تهدید اموال کاروانیان را به غارت می برد، دزدی قهار و چیره دست بود و تمام مردم او را با همان صفاتش می شناختند او که از راه دزدی اموال فراوانی را بدست آورده بود و از وضع مالی مناسبی برخوردار بود، شبی برای دزدی به خانه ای به قصد دستبرد زدن وارد شد.

 

صاحب منزل در حال قرائت قرآن بود که فضیل با طرح و نقشه قبلی روی دیوار منزل قرار گرفت. همین که خواست وارد خانه شود، قرائت قرآن صاحب منزل توجه اش را جلب نمود.

 

صاحب خانه، این آیه را تلاوت کرد که:

 

«الم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله»(14)

 

آیا وقت آن نرسیده است که قلب های کسانی که ایمان آورده اند با یاد خدا خاشع شود.

 

فضیل بن عیاض با شنیدن این آیه تمام وجودش شعله ور شد و از دیوار پایین آمد و مثل اینکه این آیه بر او نازل شده باشد تحت تأثیر قرار گرفت، سرانجام از عالم حیوانی به عالم انسانی درآمد و در جمع مهاجران حقیقی به سوی خدا قرار گرفت وی با یک تصمیم جدی از تمام گناهان خود توبه کرد و دست از قمار و شراب و شهوت رانی کشید و تا جایی که صاحبان اموال بدست آمده از راه دزدی را می شناخت راضی کرد و اموال را باز گرداند به طوری که امروزه در عرفان او را در زمره زهاد بزرگ به حساب می آورند.

 

حکایتی از مرحوم محمد تقی جعفری:(15)

مرحوم محمد تقی جعفری در خصوص شرح حال استاد معرفتی خودشان مرحوم شیخ مرتضی طالقانی می فرمایند: استاد ما به من فرمود که من تا چهل سالگی در دهات طالقان چوپانی می کردم روزی در حال چرانیدن گوسفندان، تلاوت آیاتی از قرآن با صدایی بسیار زیبا به گوشم رسید حالم دگرگون شد و گفتم: خدایا عمر من به آخررسید. و این نامه تو را (قرآن) نخوانده و چشم از دنیا خواهم بست؟!

 

از بیابان برگشتم و گوسفندان مردم را به خودشان برگرداندم و از اشخاص مطلع و آگاه پرسیدم که من برای درس خواندن به کجا بروم؟ گفتند برو به حوزه علمیه اصفهان....

 

از نیشابور گردآوری و برای مجله ارسال شده است.

 

پایان بخش این مقاله دعای حضرت سجادعلیه السلام و غزل قرآنیه مرحوم الهی

دعای حضرت سجاد علیه السلام:(16)

 

«اللهم اجعل القرآن وسیلة لنا الی اشرف منازل الکرامة و سلما نعرج فیه الی محل السلام»

 

پروردگارا برای ما قرآن را شریف ترین وسیله منزلهای کرامت و نردبانی که با آن به سوی محل سلامت عروج کنیم، قرار ده.

 

غزل قرآنیه از مرحوم مهدی الهی قمشه:(17)

 

چه خوش است یک شب بکشی هوا را  به خلوص خواهی زخدا، خدا را 

مگر آشنایی ز ره عنایت بخردبه خاری  گل باغ ما را 

فلکا شکستی دل عاشقان را  به چه روی بستی کمر جفا را 

چو شکستی این دل مشو ایمن از وی  که بسوزد آهش قلم قضاء را 

نه حریف مائی فلکا که یارم  شکند به نازی صف ما سوی را 

نه به راه کویش سفری خرد را  نه به باغ حسنش گذری صبا را 

نه ز دام شوق تو رهد الهی  نه به درد عشقت اثری دوا را 

 

پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ

 

18. قرآن کریم، سوره مبارکه یونس، آیه 57 و58.

 

19. کلیات دیوان اقبال لاهوری، با مقدمه احمد سروش،ص317.

 

20. پیام قرآن، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، ج18،ص17.

 

21. اوصاف پارسیان، عبدالکریم سروش، ص 181،به نقل از المجحه البیضاء، الباب الثالث، من کتاب آداب تلاوه القرآن.

 

22. همان منبع ص 182.

 

23. تفسیر و نفد و تحلیل مثنوی، مرحوم محمد تقی جعفری، 679/1.

 

24. سیمای فرزانگان، رضا مختاری، ص 159.

 

25. پیام قرآن 9695/8 به نقل از تفسیر کشاف 40/4.

 

26. قرآن کریم، سوره مبارکه الذاریات، آیه 22.

 

27. قرآن کریم، سوره مبارکه الذاریات، آیه 23.

 

28. انوار البهیه، مرحوم محدث قمی، ص 331 و تفسیر روح البیان، 495/10.

 

29. پیام قرآن، 98/8 به نقل از تفسیر فی ظلال القرآن سید قطب، 422/4.

 

30. برکرانه عصمت، علی اصغر ظهیری، ص 52 و53 به نقل از گفتارهای معنوی مرحوم مطهری، ص 226.

 

31. قرآن کریم، سوره مبارکه، حدید، آیه 16.

 

32. فیلسوف شرق، محمدرضا جوادی، ص59.

 

33. صحیفه سجادیه، دعای 142، ختم قرآن

 

34. دیوان حکیم الهی قمشه ای، با انضمام و مقدمه، حسین الهی قمشه ای، ص40.


 

نوشته شده توسط کانون قرآن و عترت دانشجویان در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 13:50 موضوع | لینک ثابت



ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط کانون قرآن و عترت دانشجویان در دوشنبه یازدهم دی 1378 ساعت 0:0 موضوع مقالات قرآنی | لینک ثابت